تاریخ : پنجشنبه 13 بهمن 1390 | 10:40 ق.ظ | نویسنده : maryam✿ܓ

 

ما نسلی هستیــم که مهمتریـن حرف های زندگی مـان را نگفتیم و تایپ کردیـم ... !

آری... تو آمدی...

و با آمدنت عشق را آوردی....

تو با حرف هایت به دل کَویری ام جان بخشیدی...

من اینبار عشقم را تقدیمِ تو میکنم....

یک بار شکستم دادند....

یک بار با تمام وجود ، زیر غروره احمقانه اش لِه شدم....

اما اینبار ، تو....

چشمانم را به تو دوخته ام....

آه...

چه آرامشی....

آغوش تو ، امن ترین نقطه برای منِ تنهاست
_________________________________________

دیشب کلی فکر کردم.... آدم بعضی وقتا یه کاری میکنه

یا یه چیزی میگه بعدش مث .... پشیمون میشه!!!

هیشکی برام مث آقایی نمیشه...

این بهم ثابت شده....

دوستت دارم همه عشق من


برچسب ها: حرف حساب،

تاریخ : یکشنبه 31 اردیبهشت 1391 | 09:58 ب.ظ | نویسنده : maryam✿ܓ
از رفتارهایمان حالم بد است...
از زیرپا گذاشتن حریم خصوصی دیگران...
از یکی نبودن حرف و عمل...
از تعارف های بی مورد...
از تغییرنظرهای یک ساعته...
از آشغال ریختن در خیابان...
از تحلیل های سیاسی و اقتصادی در تاکسی...
از نقش بند پ در پیدا کردن کار...
از قسم ها و دروغ های بی حد و حصر...
از کلاس گذاشتن های بی مورد...
از چشم و هم چشمی های بیمار گونه...
از دیدن کودکان کار در خیابان های شهر...
از بی توجهی به قوانین رانندگی در نبود پلیس...
از افزایش قیمت های یک شبه...
از ادعای روشنفکر بودن...
از شرمندگی یک پدر در مقابل خواسته های زن و فرزند...
از قضاوت های زودهنگام...
از مقصر جلوه دادن دیگران ...
از جمله "دسترسی به تارنمای فراخوانده شده امکان پذیر نمی باشد" در اینترنت

.
.
.
حالم خیلی بد است

تاریخ : یکشنبه 31 اردیبهشت 1391 | 09:54 ب.ظ | نویسنده : maryam✿ܓ

تـ ـو سـ ـرا پـا اِدعایی عزیزم

اِنـکـار نـکــ ـن!

عـشـ ـقـتـــ را چـشـیــ ـدم

طـ ـعـ ـمِ کـشـکــ مـیـ ـدهـ ـد



تاریخ : یکشنبه 31 اردیبهشت 1391 | 09:46 ب.ظ | نویسنده : maryam✿ܓ

حـ ـرفـ ـای دلـتـ نـگـ ـی

تـکـ ـراری

یـکـی یـکـی

روی بـرگـ ـه سـفیـ ـد

مـ ـدادم دیـگـ ـر تـراش نـمـیشـ ـود

فـکـ ـر کـ ـنم آخـ ـره هـ ـمــه دلـبستگـ ـی ها هـ ـمیـ ـن بـاشـ ـد




تاریخ : یکشنبه 31 اردیبهشت 1391 | 09:45 ب.ظ | نویسنده : maryam✿ܓ
شبیه کسی شده ام
که پشت دود سیگارش
با خود می گوید :
باید ترک کنم !
سیگار را ...
خانه را ...
زندگی را ...
و باز پُــکــی دیگر ...

تاریخ : یکشنبه 31 اردیبهشت 1391 | 09:22 ق.ظ | نویسنده : maryam✿ܓ

......ای کاش در آن لحظه که تقدیم تو شد هستی من......

.....میسپردم که مراقب باش.....

...جنس این جام بلوریست...

..........پر از عشق و غرور،مبادا بازیچه

شود..........

.....میشکند....



تاریخ : یکشنبه 31 اردیبهشت 1391 | 09:16 ق.ظ | نویسنده : maryam✿ܓ


وقتی دلت میگیره .......

سکـــــــــــوت کن!!!

این روز ها کسی معنای دلتنگی را نمیفهمد...........


تاریخ : یکشنبه 31 اردیبهشت 1391 | 09:15 ق.ظ | نویسنده : maryam✿ܓ

...........خدایا...........

دستانی را در دستانم قرار بده که

پاهایش با دیگری پیش نرود.......



تاریخ : پنجشنبه 28 اردیبهشت 1391 | 02:37 ب.ظ | نویسنده : maryam✿ܓ
بچه ها من تو زندگیم خیلیییییییییی تحقیر شدم...

از طرف خیلیااااااا....

من آدمی نبودم که با یه حرف کوچولو دلم بشکنه...

اما دلم شکست...

دلمو لِه کردن.... خیلیا....

ولی تو....

تویی که باورت دارمو میفهممت....

تو رو به مقدساتت قسم... اینبار تو دیگه نذار شکسته بشم...

نذار داغون بشم....

حالم خرابه...

اینو کی میفهمه؟ ها؟؟؟؟

بچه ها خیلی وقتا... موقعی ک تنها بودم....

گریه م میگیرفت... بی دلیل...!!!!

اما الان وقتی گریه میکنم فقط اسم اونو به زبون میارم....
___________________________________________

آقایی حرفایی ک الان زدم دسته خودم نبود...

دلم گرفته...

فقط میخوام بگم....

دوست دارم.... دوست دارم... دوست دارم...

من دیگه مث قبل شاد نیستم...

نمیدونم چرا....

من یه دخترم!!!

با احساساتی دخترانه!!!

ای کاش همه اینو میفهمیدن.........................!!!!!!!


تعداد کل صفحات : 37 :: 1 2 3 4 5 6 7 ...